تبليغاتX
قد قامت العشق
قد قامت العشق
بر ابرهای باکره آتش نشانده ای ..... ماه بلند نیمه شب شب پرستها
Home Email Archive Designer
"و سبحان الذی"مستم ......

بی ته هرشو سرم بر بالش آیو

چو نی از استخوانم نالش آیو

 

شب هجران به جای اشک چشمم

ز مژگان پاره های آتش آیو

 بابا طاهر

این غزلی که می خوانید" واقعی" است در یک شب سرد جهنمی.......

 

شب آمد،شب ،شبی خاموش و افسرده

که می رقصند بر بامش شیاطینی قسم خورده

 

چه می نالی ؟نمی آید جز این از دست من کاری

که بر پا می کنم هر شب،نمازی نیمه شب مرده

 

تو را من را و من بی تو،در این بن بست تنهائی

که جغد شوم شب،امشب،به آوازی دلم برده

 

"وماواهم جهنم"در کنار بستر مردی

که میسوزد در این آتش،دلش غمگین و پژمرده

 

***

چه حالی تا سحر خندان و گریانم

"وسبحان الذی"مستم،در این دشت قسم خورده

محمد ذوالفقاری

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 10:26 توسط محمد ذوالفقاری |